❤❤❤ جوون بارجینی ❤❤❤

نوشته های یک جوون

❤❤❤ جوون بارجینی ❤❤❤

نوشته های یک جوون

❤❤❤ جوون بارجینی ❤❤❤

می نویسم برای محله‌ام بارجین، برای شهرم میبد، برای استانم یزد و برای وطن عزیزتر از جانم ایـــــــــــــــــران.
و می نویسم برای ❤❤دلـــم❤❤

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

یه جا یه اوسای کاشی کار دیدم داشت کار می کرد. داشتم نگاهشون می کردم که دیدم اوسا به شاگردش گفت: یه نیمه حق! برش بزن و بده به من.؟!

یه لحظه توش موندم که چی گفت؟؟؟ نیمه حق؟؟!! نیمه خق دیگه چه صیغه ایه؟

خوب حواسم رو جمع کردم تا ببینم این نیمه حق چی هست؟؟

  • جوون بارجینی

چند شب پیش بچه های پایگاه محله مون با هزار خفت و زحمت خیابونو آذین بندی کردن.

 البته با ابتکاری جالب. دو طرف خیابونو نخ کشی کردن و بعدشم بین اون نخا آویز زدن.

شب باد شدیدی گرفت و صبح که اومدم دیدم چیز زیادی از آویزاشون نمونده.

خیلی هاش کنده شده بود و دور و بر داشت با باد بازی می کرد.

خیلی دلم واسه بچه ها سوخت. خداییش زحمت کشیدن، معلوم نیس چقدر واسه درست کردن و بستن آویزا زحمت کشیده بودن. اما یه باد همه چیز رو برد.

بهشون میگم: خدا قوت. دمتون داغ.

درسته که باد اینا رو برد، ولی ما کار قشنگتون رو فراموش نمیکنیم.

  • جوون بارجینی

چند شبیه که به خاطر اتفاقایی که تو شهرمون افتاده، تو همه محلات بسیجیا به تکاپو افتادن و گشت های شبانه شون رو فعال تر کردن.

بسیجیای پایگاه محله مون هم شبا از خوابشون زدند و دارن تو کوچه و پس کوچه های بارجین به خاطر امنیت هم محله ای هاشون گشت می زنن.

از همین جا بهشون میگم: بچه ها دمتون گرم. خداقوت . خسته نباشید.

  • جوون بارجینی