❤❤❤ جوون بارجینی ❤❤❤

نوشته های یک جوون

❤❤❤ جوون بارجینی ❤❤❤

نوشته های یک جوون

❤❤❤ جوون بارجینی ❤❤❤

می نویسم برای محله‌ام بارجین، برای شهرم میبد، برای استانم یزد و برای وطن عزیزتر از جانم ایـــــــــــــــــران.
و می نویسم برای ❤❤دلـــم❤❤

طبقه بندی موضوعی

۱۴ مطلب با موضوع «جامعه» ثبت شده است

یه اصطلاحی بین مردم رایجه، وقتی کاری به نصفه برسه و از اون بگذره میگن کمر این کار دیگه شکسته.

کنایه از اینکه سختی کار گذشته و دیگه  چیز زیادی ازش نمونده.

حالا با رسیدن ماه مبارک رمضان به ساعات پایانی روز 15ام میشه گفت دیگه کمر رمضان و روزه داری شکست. سختی کار تا به اینجا بود بیشتر، از این به بعد دیگه راحت تر میشه.

خدای نکرده منظورم توهین به ماه رمضان نیست. فقط به عنوان یه اصطلاح گفتم.

امیدوارم از این روزهایی که گذشت بهره کافی برده باشید و در ادامه هم هر چه بیشتر از رمضان بهره بگیرید.

در ادامه شب های پر از نور و برکت قدر رو داریم. دست خالی برگردیم، خیلی ضرر کردیم.

التماس دعا

  • جوون بارجینی

سلام

روزهایی که گذشت، حوادثی در کشور رخ داد که باور کردنش برای خیلی ها سخت بود. روزهای تلخ و پر استرس.

منظورم عملیات تروریستی در حرم امام خمینی(ره) و همچنین مجلس شورای اسلامی است.

در کنار پیامدهای منفی که این عملیات های تروریستی برای مملکت ما داشت، اما یه چیزهای مثبتی هم داشت.

  • جوون بارجینی

داشتم می رفتم خونه.

یهو دوستم رو دیدم که مشغول بود و دور ماشینش می گشت. اولش فکر کردم چیزی گم کرده.

ازش پرسیدم: چیزی شده؟، کمکی از من ساخته است؟

به کاغذ تو دستش اشاره کرد و گفت: یه نفر واسم یادداشت گذاشته که حواسش نبوده و رو ماشینم یه خط انداخته، شماره اش رو نوشته و گفته برای جبران خسارت با این شماره تماس بگیرم؛ منم داشتم می گشتم ببینم کجا رو خط انداخته.

......................

این ماجرا واسم جالب بود. فقط یه چیز رو خوب فهمیدم. هنوز هم آدمهای درست و با وجدان پیدا میشن. همچون این بنده خدا که به خاطر یه خط کوچیک روی ماشین دوستم، یادداشت گذاشته بود. پس می شود گفت:

هنوز خوبی نمرده...

  • جوون بارجینی

این قدیمیا رو دیدین؟! چه قدر مهمون نواز هستن و به مهمون احترام می گذارن؟

کافیه مهمونشون بشی تا بفهمی.

وقتی میشینی پاشون و میگی بابا چی کار داری به مهمون،‌مهمون خرج داره و همه اش دردسره و ... اینجوری جواب میدن، مهمون حبیب خداست. مهمون روزیش هم با خودش میاره.

خداییش راست هم میگن. ولی ما باور نداریم. یا ...

میدونید چرا؟

  • جوون بارجینی

سلام

با وجود اینکه امسال کشورمون از نظر بارندگی خیلی زیاد شده و تو اخبار می گفتن حدود 22 درصد افزایش بارندگی داشتیم، اما مثل اینکه استان یزد برعکس بقیه جاها بوده. شهرستان میبد هم جدای از این استثنا نبوده و امسال اصلا بارندگی خوبی نداشتیم.

اما نکته جالب شایعاتی هس که مردم به عنوان دلیل این بارش کم بارون به هم دیگه میگن.

میخواین ببینین که چه چیزایی میگن بیاین به ادامه مطلب...

  • جوون بارجینی

چند شبیه که به خاطر اتفاقایی که تو شهرمون افتاده، تو همه محلات بسیجیا به تکاپو افتادن و گشت های شبانه شون رو فعال تر کردن.

بسیجیای پایگاه محله مون هم شبا از خوابشون زدند و دارن تو کوچه و پس کوچه های بارجین به خاطر امنیت هم محله ای هاشون گشت می زنن.

از همین جا بهشون میگم: بچه ها دمتون گرم. خداقوت . خسته نباشید.

  • جوون بارجینی

روضه آن آدم را شنیده‌ای که امام حسین(ع) شخصاً به سراغش می‌روند و او را برای یاری دعوت می‌کنند؟ حتماً شنیده‌ای که طرف بهانه می‌آورد و دست آخر می‌گوید اسب و شمشیر خوبی دارد و حاضر است برای یاری دین خدا، آن‌ها را به امام بدهد... و شنیده‌ای که امام پاسخ می‌دهند: ما اسب و شمشیر نمی‌خواهیم، ما خودت را می‌خواهیم. نمی‌دانم پای این روضه بوده‌ای یا نه؟ و نمی‌دانم تو هم مثل من به حال چنین شیعه‌ای تأسف خورده‌ای یا نه؟ این را داشته باش تا برایت یک محاسبه ساده بکنم.

  • جوون بارجینی

عـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــدتــــــــــــــــــــــــون مــــــــــــبـــــــــارک

نماز و روزه هاتون هم قبول باشه الهی.

...

امروز رفته بودم نماز عید فطر(اگه ریا نشهچشمک). دیدین که هرساله کسایی که میخوان از کاراشون تبلیغ بکنن از این فرصت نماز عید کمال سوء استفاده رو میبرن و تبلیغ کارشون+دعای قنوت نماز عید رو میارن و بین مردم پخش می کنن؟

  • جوون بارجینی

این قدیمیا رو دیدین که چه قدر در زندگیشون خدایین!!

یعنی چی؟؟

صبر کنید بهتون میگم.

تا حالا پای حرفای این قدیمیا نشستین؟ اگه بخوام یه کم پیاز داغشو زیاد کنم می گم اینا از هر ده تا کلمه که حرف میزنن 5 تاش ربط به خدا میدن.

تا اتفاقی توی زندگیشون میفته یه جوری اونو وصل خدا میکنن.

مثلا یکی از دوستای من تصادف کرده بود و بهش خیر گذشته بود. با مامان بزرگش که حرف میزدم میگفت: خدا و فرشته و ملائک نجاتش دادن که تو اون تصادف نمرده بود.---حالا اگه ما بودیم میگفتیم: خیلی طرف شانس داشته که زنده مونده.

خداییش این قدیمیا از خیلی از ما جدیدی ها دست خدا رو تو زندگیشون میبینن.

بیراه نیس بگیم این آرامشی که در زندگیشون دارن و خیلی از ماها دنبال اونیم و پیداش نمیکنیم؛ یکی از علتهای همین دیدن دست خدا در زندگی هامونه. وقتی برسیم به این که یکی دیگه هست اون بالا و داره حکمرانی میکنه، دیگه اینقدر حرص و جوش نمیخوریم و مثل بچه آدم زندگیمون رو میکنیم!!

زندگی هاتون همه خدایی باشه الهی

  • جوون بارجینی

 در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود که چهار همسر داشت......


  • جوون بارجینی